
چرااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خستم!!!!
خسسسستتتتمممممممممممممم!!!!
![]()
چرا کسی درک نمیکنه؟؟؟؟؟؟؟؟
ا مثکه سال نو شده!؟
اینکه دیر تبریک میگم دلیلش این نیست که سفر بودم یا سرم شلوغ بود!
اینقدر همه چیز یکنواخت و مثل همیشه بود که اصلا فرقی احساس نکردم و نفهمیدم نو شدن سال رو!
واسه من که چیزی عوض نشد!
واسه اونا که عوض شد مبارکه...

تو زندگی همیشه احساس تنهایی داشتم
ولی هیچ وقت به این شدت نبوده!!!
فکر میکردم همه چیز درست شده! ولی مثکه بر عکسش بوده!!!
حتی دیگه خدا رو هم حس نمیکنم ![]()
چه اتفاقی برام افتاده؟؟؟
مگه چی کار کردم؟؟؟
خیلی داغونم ![]()
خیلی!
خییییلیییییی!
حس عجیبی دارم!
فردا واسه من روز مهمیه!
یه تغییر بزرگ!
یه قدم بزرگ...
نمیدونم چی میشه! نمیدونم چه حسی دارم!؟!؟!!
هر چی هست احساس رضایت رو توش لمس میکنم ![]()
خدایا برام دعا کن! فردا ساعت ۱۱ منتظرتم...

حالا بعد از اون همه تلاش و ..
بعد از اون همه شور و شوق و ...
بعد از اون همه طراوت و ...
از اون چی به یادگار موند؟؟؟

دود و سیگار!
صدا..
تار...
واضح...
آه.. نور ... اینرسی ... تنبلی ... خستگی ...
فکر ... نفرین ...
تیغ .. حمام ... سرد ... گرم...
لرز... خشک ...
جستجو ... بوی خوب .. آینه...
کیف ... سویچ .. کفش ... آسانسور... پارکینگ ... ماشین ...
تاریک ... روشن ...
ضبط... anathema ... wish you were here .. فرهاد...
بوق ... ترافیک... جای پارک... شرکت...
سلام... آسانسور... اتاق .. میز .. اینترنت... ای میل... موزیک..
دود..
پنجره... پاییز ...
...
کار ... فکر... ناهار ... بی میلی...
6 ... آسانسور .. خسته نباشید ... ماشین .. ضبط .. موزیک...
ترافیک... ترافیک...
کوه .. درخت .. چمن ... پارکینگ .. آسانسور .. خونه!
تنهایی... سکوت ... لباس ...
موزیک ... مشروب ...دود ...
تنهایی... خاطرات... مرور ..
گیتار.
تنهایی..
تخت.. سقف .. سقف .. سقف ... فکر.. فکر .. آه .. سقف .. بغض!
شاید اشک ...
مسواک ... مو .. آب سرد... خنک ..
تخت.. سقف... تنهایی.... بغض تا...
خواب!
قوانینم به شدت بهم فشار میاره!
ولی چاره ای نیست! راه همینه ... شایدم نیست!!! چه میدونم...
واقعا خستم...![]()
مثل این روانی ها شدم که از شکنجه کردن خودشون لذت میبرن!
میدونم که این چیزا داغونم میکنه! ولی باز از عمل کردن بهشون لذت میبرم!
این قوانین واقعا شیرین هستن ولی تصور کن تو این دوره زمونه دروغ نگی! تظاهر نکنی..! صداقت داشته باشی..! رک باشی..!
وااای...
همه و همه ازت سو استفاده میکنن! همه بازیت میدن! همه فکر میکنن احمقی...![]()
چه میدونم!
بد جوری هنگم!![]()
آیا کسی پیدا میشه...؟؟؟؟
فقط میشه گفت..
امیدوارم!

عقل تنها چیزیست در این دنیا که به عدالت تقسیم شده...
چون همه فکر میکنند به اندازه کافی عاقلند!
پ.ن: با تشکر از رنه دکارت عزیز
هم میترسم ....
هم به خودم میگم از چی میترسی؟؟؟
ترسی نداره...
بالا تر از مرگ چیه؟؟؟؟
هیچ چیز واقعی نیست...
۱۵ ثانیه از حال عقبم...!
هر ۱۵ ثانیه... تکرار...
میرم و باز برمیگردم...!
درد دارم!
It's gettin' dark, too dark for me to see
I feel like I'm knockin' on heaven's door.
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
That long black cloud is comin' down
I feel like I'm knockin' on heaven's door.
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door

خوب قسمت بوده دیگه...
ولی اینکه همیشه تو بدترین شرایط قسمت آدم میشه آیا اتفاقیه؟ یا بد شانسیه؟؟؟
من که سر در نمیاریم... لابد یه حکمتی داره...
چون اگه نداشته باشه دیگه آخر خندس![]()
کاش حکیم بودم
پیام بهداشتی:
استفاده از کمربند ایمنی رو فراموش نکنین![]()

آزادی اونی نیست که کسی بهت ببخشه..!
آزادی اونیه که خودت بدستش بیاری...
Not the torturer will scare me
Nor the body's final fall
Nor the barrels of death's rifles
Nor the shadows on the wall
Nor the night when to the ground
The last dim star of pain, is held
But the blind indifference
Of a merciless unfeeling world
...






...
... و ذهن ها همچنان تاریک ترین نقاط دنیا !

تو کی هستی؟
از کجا اومدی؟؟
برای چی اومدی؟؟؟
.. برای چی اومدی؟؟؟؟؟؟
به کجا میری...؟؟؟
هر جا میری... گذشته رو فراموش نکن...!
چون همیشه پشت سرته...!!!
مثل سایه باهات میاد...
یادت باشه آینده زود تبدیل به گذشته میشه..!!!

خیلی ها که خیلی هم این دنیا رو جدی گرفتن رسیدن سال جدید رو کلی جشن میگیرن و خشحالی میکنن..
خطاب به این آدما:
خوشحالی برای چیه؟
یک سال از عمرتون داره کم میشه .. این خوشحالی داره؟؟؟؟
و خطاب به پسنجر:
خوشحال باش...
یک سال به مقصد نزدیک شدی ![]()
و راه همچنان باقیست...
بس دشوار....
Two things that have haunted me most are the days when I had to collect the paybooks; and when I left Bill Hubbard in no-man's-land.
I was picked up and taken into their trench.
And I'd no sooner taken two or three steps down the trench when I heard a call, "Hello Razz, I'm glad to see you. This is my second night here", and he said "I'm feeling bad", and it was Bill Hubbard! one of the men we'd trained in England, one of the original battalion.
I had a look at his wound, rolled him over; I could see it was probably a fatal wound.
You could imagine what pain he was in, he was dripping with sweat; and after I'd gone about three shellholes, traversed that, had it been...had there been a path or a road I could have done better.
He pummeled me, "Put me down, put me down, I'd rather die, I'd rather die, put me
down".
I was hoping he would faint.
He said: "I can't go any further, let me die".
I said: "If I leave you here Bill you won't be found, let's have another go".
He said: "All right then". And the same thing happened; he couldn't stand it any more, and I had to leave him there, in no-man's-land...!
و این است داستان زندگی...
قوانینی که اجرا می شود..
و راه گریزی.......!


رنگ.. مدل... شکل و قیافه .. تمدن... فرهنگ..؟ نژاد؟؟
نه!!!
همه با هم برابرند..!
همه به یک اندازه حق دارند..!
چون همه یک خدا دارند!
اینه فرق انسان با ماشین..
(تازه همین ماشین ها با این همه تفاوت تو یه خیابون راه میرن.. تو یه رستوران بنزین میزنن..! همشون یه جور غذا میخورن..! کنار هم حرکت میکنن یا پارک میکنن..!یه جا حمام میرن... با همشون یه جور برخورد میشه..!)
ما ماشین نیستیم..!
از ماشین هم کمتریم![]()
آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند...
و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند...
همواره طوری زندگی کن که گویا قرار است فردا از دنیا بروی...
همواره طوری زندگی کن که گویا اطرافیانت قراراست فردا از دنیا بروند...
فرق مملکت ما با طویله چیه؟؟
امروز روز وحشتناکی بود...![]()
امروز رو هیچ وقت یادم نمیره..!
امروز فهمیدم وقتی میگن یه مشت گوسفند مملکتو می چرخونن یعنی چی!!!
امروز رو هیچ وقت یادم نمیره..!![]()
...!
وقتی میگم هیچکس یعنی هیچکس!!!
امروز از دربون دادگاه و کارمند بیمه(دیگه رئیسا بماند) بگیر تا اونیکه برام خیلی عزیز بود و ادعا می کرد عاشقمه حسابی سر کارم گذاشتن و بهم ریدن...!
چی میشه گفت؟؟؟ به کی بگم؟؟؟ کی میشنوه؟؟؟![]()
وقتی میگم هیچکس یعنی هیچکس!!!
امروز پسنجر تجربه های زیادی کسب کرد... خیلی چیزا فهمید..!
امروز تصمیم جدی گرفتم واسه همیشه از اینجا برم...! من با این همه وطن دوستی...
اینجا جای پسنجر نیست...!
دور باید شد از این خاک غریب...! با آدمای غریبش..!
بغض داره خفم میکنه
کاش میتونستم مثل خیلی ها راحت گریه کنمو خودمو خالی کنم![]()
امروز از شدت عصبانیت اینجا بد دهنی کردم... منو ببخش.!!!![]()
امروز رو هیچ وقت یادم نمیره..

دیشب آسمان دبی نورانی شد!
و چرایی دیگر..؟
چرا نه برای اینکه چه چیز نورانی کرد...
که چرا باید آسمان دیاری بی تمدن و بی پیشینه روشن شود ..
و ما همچنان در ظلمت؟؟؟
با تمدنی به قدمت عمر بشر...
آه ...

بعضی حرفها قرار نیست گفته بشه!
وقتی قرار نیست برای چی تلاش الکی می کنی؟؟؟
این حرفها برای گفتن نیست پس نه روی زبون میاد و نه می شه نوشتش..
اگه می شد شاید دیگه هیچ تاثیری نداشت..!
تمام تاثیرش در اینه که نتونی بگی و احساس کنی داری منفجر می شی..
اونوقت سعی می کنی تو رفتارت خالیش کنی..
جنگ بزرگیه!
صدها بار بزرگتر از جنگ جهانی...!
سعی کن کمتر مقاومت کنی و زودتر بپذیریش تا زودتر جنگ تموم بشه و کمتر خسارت به بار بیاد.

کدامین پل در کجای دنیا شکسته است...؟
که هیچ کس به خانه اش نمیرسد!؟
خطر را جدی بگیر...
حتی اگر مضحک به نظر بیاد...
این شرط ادامه سفره...
دلم می خواد یه جا تنها باشم و تا میتونم دااااااااااااااااااااااااد بزنم...!
با تمام وجود!!
مطمئنم انقدر داااد دارم که همه دنیا صدامو میشنون...
معنی واقعی کلمه هیچکس رو با تمام وجود حس می کنم!
هیچکس تو دنیا نیست..
هیچکس هیچکس هیچکس هیچکس هییییییییییییچکس!!!
اگه کسی باشه صدامو می شنوه...

هر روز از خودم می پرسم:
چقدر راه مونده تا به این تابلو برسم..؟؟
گاهی اوقات سفر واقعا طاقت فرسا می شه...![]()
سخت ترین قسمتش اینجاست که همسفری در کار نیست...!!!
درس آخر:
همواره طوری زندگی کن که گویا اطرافیانت قراره فردا از دنیا برن...

وای که اگه بر می گشتم به اون روزا که پیشم بودی چه کارایی که نمی کردم برات...![]()
چرا ندونستم...؟ چرا زودتر نفهمیدم..؟![]()
کاش بودی .... فقط همین..![]()
حسرت خوردن چقدر تلخه...
همیشه طوری با اطرافیان برخورد کن که خدای نکرده بعدا حسرت نخوری..
این ۳ درس یعنی انسانیت..
یعنی راه درست به سمت مقصد...
خیلی سخته.. باور کن!
C D
So, so you think you can tell
Am G D
heaven from hell, blue skies from pain, can you tell a green field
C Am G
from a cold steel rail? A smile from a veil? Do you think you can tell?
C D Am
did they get you to trade, your hero's for ghosts, hot ashes for trees
G D C
hot air for a cool breeze, cold comfort for change, did you exchange,
Am G
a walk on part in the war, for a lead role in a cage?
C D
How I wish, how I wish you were here,
Am G D
We're just two lost soles swimming in a fish bowl, year after year,
C Am
Running over the same old ground, what have we found? the same old fears,
G
wish you were here...

یه نابینا رو تصور کن که تا حالا رنگها رو ندیده و فقط از زبون اینو اون تعریف شنیده و لذت دیدن رنگهای طبیعت رو حس نکرده...
برای پسنجر valentine مثل رنگ برای نابیناست...
البته تا یک قدمی بینایی رفته ولی...
year after year...
اینم یک year دیگه...
برای همه بینا ها : happy valentine's day یا سپندار مزگان پیشاپیش مبارک...
همه پایان ها غم انگیزه..
چون پایان اصلی غم انگیزه...
اینکه میگن هر پایانی شروع یه چیز جدیده هم غم انگیزه...
حتی اگه شروع زندگی ابدی باشه!
ولی اگه یه پایان واقعی وجود داشته باشه...
هر چی که باشه..
اون منو از شدت شوق از خود بی خود میکنه...

ولی حیف که گویا وجود نداره...!![]()
اگه تا الان اتفاقی برات نیفتاده خوشحال باش ولی اینم بدون:
که زمان داره لحظه به لحظه به حادثه نزدیکترت می کنه ...
به فکر باش...
خیلی زود دیر میشه...